تبليغاتX
حج نوشت

به نام خداوند مهرآفرين



توسعه‌ي داخل صحن مسجدالحرام با نصب ماشين‌آلات ساختمان‌سازي آغاز شده است و در قسمتي از پشت مقام ابراهيم (ع)، محلي كه زائران نماز مي‌خوانند، گود‌برداري در حال انجام است. اين شرايط، ورود زائران از باب‌هاي صفا،‌ اسماعيل و ‌بلال را به صحن مسجدالحرام كمي دشوار كرده است و در طواف كعبه و نمازگزاردن زائران پشت مقام ابراهيم (ع) مشكلاتي دارد كه به زائرين توصيه مي‌شود براي مواجه نشدن با اين سختي‌ها، اعمال عمره‌ي خود را در صبحگاه و پس از نماز انجام دهند و راه ورودي خود را از باب الفتح و باب‌هاي ملك فهد، عمره و ملك عبدالعزيز انتخاب کنند.

عربستان فعلا براي تخريب مساجد «جن» (محل نزول سوره‌ي جن) و «شجره» (محل معجزه‌ي پيامبر (ص) در مكه مكرمه) برنامه‌اي ندارد.


طرح توسعه‌ي مسجدالحرام از چهار سال پيش با توسعه‌ي مسعي، آغاز شده كه در قالب آن، عرض محل مسعي از 20 متر به 41 متر افزايش يافت. هم‌چنين قرار است مساحت مسجدالحرام از 366هزار و 168 متر به دو برابر افزايش يابد. بر اين اساس عمليات توسعه‌ي مسجدالحرام از باب «مروه» تا «عمره» در عمق 100 متر به طرف كوه «قعيقعان» و مناطق اطراف آن انجام مي‌شود.
 
مسجدالحرام در چهار طبقه در حال ساخت است و چهار مناره‌ي ديگر به آن اضافه مي‌شود كه دو مناره در صحن اصلي و دو مناره‌ي ديگر در باب‌هاي مروه و عمره خواهد بود. پس از ساخت، تعداد مناره‌هاي مسجدالحرام به 13 مناره افزايش مي‌يابد.
 
در اين طرح، زيرگذرهاي خوبي از غرب مسجدالحرام به شرق آن ايجاد خواهد شد و قرار است تأسيسات مناسبي ايجاد شود. هم‌چنين براي گنجاندن جمعيت بيشتر در قسمت شمالي مسجد 323هزار متر دیگر به مساحت مسجدالحرام اضافه مي‌شود.
 
در اجراي پروژه‌ي بزرگ هتل‌سازي در اطراف مسجدالحرام با ساخت برج‌هاي عظيم، قرار است بر فراز يكي از برج‌هاي واقع‌شده در قسمت شمالي مسجدالحرام، تلسكوپ بزرگي براي رصد ماه در ابتداي هر ماه قمري نصب شود.


با توسعه‌ي قسمت شمال شرقي مسجد در داخل خيابان الغزه، بخش زيادي از خانه‌هاي موجود در اين منطقه تخريب مي‌شود، اماكن تاريخي كه با اجراي طرح توسعه‌ي مسجدالحرام تخريب خواهند شد. در سال گذشته، مسجد «الردم الاعلي» محلي كه زنان شهر مكه با رسول اكرم (ص) بيعت كردند، تخريب شد. به‌تازگي نيز مسجد ديگري كه به اعتقاد مردم مكه، محل نصب پرچم فتح شهر مكه توسط پيامبر (ص) بود، در حال تخريب است كه عده‌اي به اشتباه گمان كردند مسجد در حال تخريب، مسجد «جن» است.
 
خانه‌ي حضرت خديجه (س) و محل تولد حضرت زهرا (س) كه در قسمت انتهايي شمال شرقي مسعي بودند، جزو ديگر آثار تاريخي و اسلامي تخريب‌شده با اجراي طرح توسعه‌ي مسجدالحرام و مسعي هستند.

بیش از 5 هزار کارگر هم اکنون در مسجد الحرام مشغول کار بوده و مرحله نخست این تعمیرات تا 75 روز دیگر پایان خواهد پذیرفت.

منبع

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ــ ساعت 8:14 | لینک ثابت |

مسجدالحرام 2012

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ چهارشنبه دهم اسفند 1390ــ ساعت 8:48 | لینک ثابت |

در شمالی‌ترین شهر دانمارکی‌ها می‌توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می‌توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می‌پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی‌شوند و بنابرین این پدیده زیبا به وجود می‌آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

در قرآن بارها از آیات و نشانه‌های خداوند شنیده‌اید. اما هیچ‌گاه به آن‌ها در اطرافمان توجه نکرده‌ایم. این یکی از همان نشانه‌های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می‌توان بیشتر تعمق کرد.

محل پیوند دریای بالتیک و دریای شمالی


سورة مبارکه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

19. دو دریا را به گونه‌ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی‌کنند.21. پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌‌کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏‌شود.

سوره مبارکه فرقان آیه 53:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

سوره مبارکه فاطر آیه 12:

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می‌خورید، و از آن‌ها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می‌کشید و می‌بینی که کشتی‌ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می‌شکافند و پیش می‌روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سوره مبارکه نمل آیه 61:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آیا شریکانى که مى‌پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى‌‏دانند.


منبع: jamnews.ir

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ سه شنبه چهارم بهمن 1390ــ ساعت 8:40 | لینک ثابت |
چهارشنبه ۱۳/۷/۹۰ دست خالی رفتيم.

پنج‌شنبه ۱۰/۹/۹۰ دست خالی‌تر برگشتيم.

كاش مي‌دانستيم كجا مي‌رويم؛

كاش مي‌دانستيم از كجا برمي‌گرديم.

كاش ...

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ شنبه دوازدهم آذر 1390ــ ساعت 13:56 | لینک ثابت |

چندي پيش توسط يك سايت لبناني شايع شده بود كه وهابيون قصد داشته‌اند گنبد را خراب كنند كه ناگهان برقي از آسمان مي‌جهد و به فردي كه بالاي گنبد به قصد اجراي اين مسئوليت خطير رفته مي‌خورد و همان‌جا به درك واصل مي‌شود. لذا وهابيون يك قبر مانند به يادبود خوش خدمتي! او روي گنبد پيامبر درست مي‌كنند. يا داستان سرائی‌های دیگری که برخی ساخته و پرداخته بودند‌!

تا مدتي اين ماجرا نقل مجالس مختلف وهابي شده بود و مستمسكي براي به سخره گرفتن اعتقادات شيعيان! 

ماجراي پنجره بالاي قبه پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله

ماجراي پنجره بالاي قبه پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله

اما واقعيت قضيه چيز ديگري است كه وهابيون اشاره‌اي به آن نمي‌كنند:

در زمان عثمان خشكسالي شده بود. مردم به خانه ام‌المؤمنين عايشه رفتند تا از او بخواهند براي نزول باران دعا كند. عايشه گفت: به قبر پيامبر متوسل شويد و از پيامبر بخواهيد براي شما طلب باران كند. روزنه‌اي را از سقفي كه براي پيامبر ساخته‌ايد به سوي آسمان باز كنيد تا آسمان با ديدن قبر پيامبر ابرهاي رحمت الهي را به خود جذب كند.

مردم اين كار را كردند و باران هم باريد. مردم پنجره‌اي در جاي آن روزنه ساختند و تا قرن‌هاي نهم رسم مردم اين بود كه هر گاه خشكسالي بود و مردم نماز استسقاء مي‌خواندند اين پنجره را باز مي‌كردند و البته نتيجه خوبي هم مي‌گرفتند.

تا اين كه قبه خضراء در زمان عثماني ساخته شد و به خاطر ويژه بودن اين روزنه شكل و شمايلي هم به آن دادند كه از دور شبيه قبر به نظر مي‌رسد.

جالب است بدانيد از زماني كه وهابيان آمده‌اند اجازه نمي‌دهند اين پنجره هنگام نماز استسقاء باز شود!

خودتان مي‌دانيد چرا...

منبع: سایت لبیک

روزنوشت‌هايي از سرزمين وحي - مطلب شماره ۶۴

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ــ ساعت 17:8 | لینک ثابت |

آخرین هفته کاری ما در مدینه منوره شروع شده است. آخرین گروه زائران تحت پوشش آشپزخانه مرکزی مدینه منوره - دخیل روز پنج‌شنبه ۱۸/۹/۸۹ مدينه منوره را به مقصد ايران ترك خواهند كرد. كه اميدوار هستيم ما را از دعاي خيرشان فراموش ننمايند.

امروز يك‌شنبه ۱۴/۹/۱۳۸۹ مي‌باشد و تعداد زائراني كه بايد به آن‌ها خدمت نماييم ۱۲ هزار نفر هستند. اين در حالي است كه پيك كاري ما ۱۸ هزار نفر بوده است. يعني حتي در روزهاي پاياني، در هر وعده به بيش از ۱۰ هزار نفر بايد سرويس داد و اين شرايط را با توجه به خستگي جسمي و روحي بچه‌ها مشكل مي‌سازد. گرچه لبخند رضايت يك زائر تمام خستگي‌هاي جسمي را از تن خواهد زدود، اما عواطف و احساسات و دل‌تنگي‌ها را چه بايد كرد؟!؟

معمولا شرايط كاري در مكه مكرمه به گونه‌اي است كه خادمان ضيوف‌الرحمن حدود ۴۰ الي ۴۵ روز براي انجام وظايف به كار مشغول خواهند بود. اما با توجه به اين‌كه حدود نيمي از زائران عزيز "مدينه بعد" هستند، عملا كساني كه در مدينه منوره مشغول به كار مي‌باشند، بين ۵۰ الي ۵۸ روز اشتغال به كار دارند.

متناسب با كم شدن ظرفيت پخت، ما نيز برخي از همكاران را به ايران مي‌فرستيم تا به آغوش گرم خانواده‌هايشان باز گردند. اما در مورد بعضي از مسئوليت‌ها عملا چنين كاري ممكن نخواهد بود و اين عزيزان بايد تا آخرين روز پخت، مشغول به خدمت باشند. از جمله مدير آشپزخانه، مسئول رايانه، مسئول انبار، مسئول سردخانه، مسئول بهداشت، مسئول توزيع و ... . و درست بر خلاف تصور كه در روزهاي پاياني كار در آشپزخانه‌هاي مركزي كمتر خواهد بود، براي مسئوليت‌هاي فوق كار به مراتب سنگين‌تر و بيشتر است. بايد گزارشات متعدد تهيه و ارسال گردد. تغيير و تحول در انبارها و سردخانه‌ها صورت گيرد. تسويه حساب‌هاي مختلف انجام شود و ...

مرور ايامي كه گذشت و خاطرات خوب و خوشي كه در آن رقم خورد، جزو به ياد ماندني‌ترين خاطرات زندگي هر انساني مي‌تواند باشد. مگر مي‌توان در سرزمين وحي، مدينه منوره، كنار حرم شريف نبوي و ائمه بقيع (س) و قبر زهراي اطهر (س) مشغول خدمت به زائران و ميهمانان اين بزرگواران بود و لحظه‌ لحظه‌ي آن را به خاطر نسپرد؟!

بازديد رئيس سازمان حج و زيارت از آشپزخانه‌هاي مركزي مدينه منوره

چندي قبل كه رئيس سازمان حج و زيارت و معاون رئيس جمهور جناب آقاي علي ليالي براي قدرداني و تشكر حضوري از زحمات همكاران آشپزخانه‌هاي مركزي در محل نمازخانه‌ آشپزخانه دخيل تشريف آورده بودند، بدون تكلف فرمودند: "تنها بخشي از همكاران ستادي كه روزانه بيش از يك بار در معرض انتقاد زائران عزيز قرار مي‌گيرند، آشپزخانه‌هاي مركزي هستند. ايشان اشاره فرمودند كه به عنوان مثال همكاران مسكن فقط در چند روز ابتدايي حضور زائران مورد نقد و بررسي زائر هستند، همكاران حمل و نقل نيز همين‌گونه. و اين در شرايطي است كه هر زائري راجع به مسكن، حمل و نقل و ساير خدمات سازمان حج و زيارت اظهار نظر نمي‌كند چرا كه يا خود را صاحب نظر نمي‌داند و يا انتقادات به گونه‌اي است كه بر زبان جاري نمي‌شود. اما آشپزخانه‌هاي مركزي اين گونه نيستند و دسترنج اين عزيزان كه روزانه دو مرتبه بر سفره‌ي زائران عزيز نشانده مي‌شود، از روز اول تا آخرين روز، به صورت مداوم روزانه دو مرتبه مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد چرا كه هر زائري مي‌تواند راجع به طعم و رنگ و بوي غذا اظهار نظر نمايد و ايشان در ادامه فرمودند كه علي‌رغم اين شرايط دشوار، هيچ‌گونه گله و شكايتي از طبخ غذا در مدينه منوره به لحاظ كيفيت و كميت از زائران گرامي دريافت نكرده‌اند."  كه اين موضوع باعث افتخار و مباهات ما در آشپزخانه‌هاي مركزي مدينه منوره مي‌باشد.

بازديد رئيس سازمان حج و زيارت از آشپزخانه‌هاي مركزي مدينه منوره

در همين جا به عنوان يك شاهد عيني كه مي‌ديدم چگونه همه‌ي همكارانم با عشق و علاقه شبانه‌روز تلاش كردند تا لبخند رضايت‌مندي را بر لب زائران عزيز بنشانند كه كه قطعا رضاي باريتعالي نيز در آن خواهد بود، از همه‌ي زائران عزيز و بزرگوار مي‌خواهم كه آن‌ها را از دعاي خير فراموش نسازند كه بسيار ملتمس دعا هستند.

همکاران عزیزم؛ حجتان مقبول و سعيتان مشكور

بازديد رئيس سازمان حج و زيارت از آشپزخانه‌هاي مركزي مدينه منوره

بازديد رئيس سازمان حج و زيارت از آشپزخانه‌هاي مركزي مدينه منوره

براي بزرگ‌نمايي تصوير همكاران، روي آن كليك نماييد.

والسلام

روزنوشت‌هايي از سرزمين وحي - مطلب شماره ۶۳

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ یکشنبه چهاردهم آذر 1389ــ ساعت 8:21 | لینک ثابت |

چند سالی است که سهمیه‌اي براي اعزام هنرمندان به حج تمتع در نظر گرفته شده است. اين عزيزان از زواياي ديد هنري به حج نگريسته و مي‌توانند به عنوان افراد محبوب جامعه تاثيرات خوبي در ميان مردم بگذارند و روح واقعي حج را به ديگران منتقل نمايند.

با آرزوي موفقيت براي اين عزيزان

هنرمندان در حج تمتع 89

سعيد راد

هنرمندان در حج تمتع 89

عليرضا خمسه

هنرمندان در حج تمتع 89

هنرمندان محبوب برنامه فيتيله

محمد مسلمی، حمید گلی، علی فروتن

* عكس‌ها توسط همكاران آشپزخانه مركزي مدينه منوره - دخيل تهيه شده است.

 

روزنوشت‌هايي از سرزمين وحي - مطلب شماره ۶۲

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ یکشنبه سی ام آبان 1389ــ ساعت 9:35 | لینک ثابت |

ديروز بعد از اين كه از مني خارج شديم هوا دگرگون شد. ابرها آسمان شهر مكه را پوشاندند. درست در لحظه‌ي حركت ما از مكه مكرمه به سمت مدينه منوره كه حدود ساعت ۳ بعدازظهر بود، باران رحمت الهي باريدن گرفت.

دقايقي طول نكشيد كه باران شدت يافت و كمتر از نيم ساعت هم در خيابان‌ها سيل به راه افتاد.

گرچه آخرين شبي هم كه در مني بوديم باران گرفته بود، اما ظاهرا باران عصر روز دوازدهم ذي‌الحجه جزئي از حج قرار گرفته است. در چند سال گذشته كه توفيق حضور در اين سرزمين را داشته‌ام، همه ساله اين باران را شاهد بوده‌ام؛ شما هم حتما سيل سال ۱۳۸۳ در روز دوازدهم را به خاطر داريد، بسياري از زائران به سختي خودشان را ميان آب و گل سيل نجات دادند.

سال گذشته كه شدت باران و سيل در حوالي مكه به قدري بود كه تلفات جاني و مالي فراواني به همراه داشت. اين لينك مربوط به باران سال گذشته است.

خارج شدن ما از منطقه عزيزيه در مكه مكرمه به سمت مدينه منوره حدود ۵ ساعت به طول انجاميد. شدت ترافيك بالا گرفته بود و بارش باران و جاري شدن سيل در خيابان‌ها نيز مزيد بر علت شده بود. ماشين‌ها خاموش كرده بودند و در دست‌اندازها و چاله‌هاي بزرگ گير افتاده بودند. وقتي نماز مغرب و عشاء را در مسجد تنعيم خوانديم و به راه افتاديم ساعت نزديك ۸ شب بود. تصاويري كه تقديم مي‌شود بخشي از صحنه‌هايي است كه ديروز در مكه مكرمه شاهد بوديم.

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه

باران رحمت الهي در مكه مكرمه 

 

روزنوشت‌هايي از سرزمين وحي - مطلب شماره ۶۱

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ جمعه بیست و هشتم آبان 1389ــ ساعت 11:50 | لینک ثابت |

خداحافظي هميشه سخت بوده و هست. آن هم خداحافظي با جايي كه تازه دلبستگي‌ و علاقه‌ات شدت يافته است. به حق كه مي‌توان سرزمين پاك و مقدس مني را جزو بهترين مكان‌هاي دنيا به حساب آورد. سرزمين آرزوها. جايي كه پرواز را مي‌تواني بياموزي؛ پريدن تا عرش كبريا؛ پريدن تا اوج آسمان.

در راه بازگشت به دوست خوبم جناب آقاي مهندس پوريان‌فر اشاره كردم كه سال ۸۶ وقتي به ايران بازگشتيم، دو - سه ماهي گذشته بود كه دلتنگ سرزمين مني شده بودم. سال ۸۷ دو - سه روز بعد از بازگشت از سرزمين مني، در حالي كه هنوز در مكه مكرمه به سر مي‌بردم، دلتنگي‌ام اوج گرفت. و سال گذشته كه تاب و توان دل بريدن از مني را نداشتم كه هنوز بيرون نرفته، دلتنگش بودم.

وقتي از كنار زائري عبور مي‌كرديم كه به يادگار عكس مي‌گرفت، گفتم: خوب نگاه كن. جاي‌جاي اين مكان مقدس را به حافظه بسپار. كه چند روز ديگر دلتنگ همين صحنه‌ها خواهي شد.

خداحافظ اي سرزمين آرزوها

با تعجب نگاهم كرد. چشمش را چرخاند و دوباره به خيمه‌ها چشم دوخت و اين بار ديگر عكس نمي‌گرفت. گويي تازه متوجه شده باشد كه وقت رفتن است.

در سرزمين آرزوها بوديم. جايي كه هر آرزويي داشته باشي مي‌تواني از خداوند متعال درخواست نمايي.

چه بگويم كه امسال هم نتوانستم لب به گفتن باز كنم.

وقتي بزرگ‌ترين آرزوي تو، بودن در سرزمين آرزوهاست، ديگر چه حاجت به آرزو كردن.

 

روزنوشت‌هايي از سرزمين وحي - مطلب شماره ۶۰

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ــ ساعت 14:50 | لینک ثابت |
برگزيده‎اي از دعاي امام حسين عليه السلام در عرفه


1ـ ستايش حق تعالي:
ستايش سزاوار خداوندي است كه كس نتواند از فرمان قضايش سرپيچد و مانعي نيست كه وي را از اعطاي عطايا، باز دارد. و صنعت هيچ صنعتگري به پاي صنعت او نرسد. بخشنده بي‎دريغ است. اوست كه بدايع خلقت را به سرشت و صنايع گوناگون وجود را با حكمت خويش استوار ساخت... .
 
2 - تجديد عهد و ميثاق با خدا:
پروردگارا به سوي تو روي آورم. و به ربوبيت تو گواهي دهم. و اعتراف كنم كه تو تربيت كننده و پرورنده مني. و بازگشتم به سوي توست. مرا با نعمت آغاز فرمودي قبل از اين كه چيز قابل ذكري باشم... .
 
3ـ خود شناسي:
و قبل از هدايت مرا با صنع زيبايت مورد رأفت و نعمت‎هاي بي‎كرانت قرار دادي. آفرينشم را از قطره آبي روان پديد آوردي. و در تاريكي‎هاي سه‎گانه جنيني سكونتم دادي: ميان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرينش خويش نگرداندي و هيچ‎يك از امورم را به خودم وانگذاشتي... .
 
4ـ راز آفرينش انسان:
ولي مرا براي هدفي عالي يعني هدايت (و رسيدن به كمال) موجودي كامل و سالم به دنيا آوردي. و  در آن هنگام كه كودكي خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ كردي. و مرا از شير شيرين و گوارا تغذيه نمودي. و دل‎هاي پرستاران را به جانب من معطوف داشتي. و با محبت مادران به من گرمي و فروغ بخشيدي... .
 
5ـ تربيت انسان در دانشگاه الهي:
تا اين كه با گوهر سخن، مرا ناطق و گويا ساختي. و نعمت‎هاي بي‎كرانت را بر من تمام كردي. و سال به سال بر رشد و تربيت من افزودي. تا اين كه فطرت و سرنوشتم، به كمال انساني رسيد. و از نظر توان اعتدال يافت. حجتت را بر من تمام كردي كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودي... .
 
6ـ نعمت‎هاي خداوند:
آري اين لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بيافريدي. و راضي نشدي اي خدايم كه نعمتي را از من دريغ داري. بلكه مرا از انواع وسائل زندگي برخوردار ساختي. با اقدام عظيم و مرحمت بي‎كرانت بر من . و با احسان عميم خود نسبت به من، تا اين كه همه نعماتت را درباره من تكميل فرمودي... .
 
7ـ شهادت به بي‎كراني نعمت‎هاي الهي:
الهي! من به حقيقت ايمانم، گواهي دهم. و نيز به تصميمات متيقن خود و به توحيد صريح و خالصم
و به باطن ناديدني نهادم. و پيوست‎هاي جريان نور ديده‎ام. و خطوط ترسيم شده بر صفحه پيشاني‎ام، و روزنه‎هاي تنفسي‎ام، و نرمه‎هاي تيغه بيني‎ام. و آوازگيرهاي پرده گوشم و آنچه در درون لب‎هاي من پنهان است... .
 
8ـ ناتواني بشر از بجا آوردن شكر الهي:
گواهي مي‎دهم اي پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر يكي از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفيق تو رفيقم شود، كه آن خود مزيد نعمت و مستوجب شكر ديگر، و ستايش جديد و ريشه‎دار باشد... .
 
9ـ ستايش خداي يگانه:
بنابر اين من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا كه وسعم مي‎رسد با ايمان و يقين قلبي گواهي مي‎دهم. و اظهار مي‎دارم:
حمد و ستايش خدايي را كه فرزندي ندارد تا ميراث‎برش باشد. و در فرمانروايي نه شريكي دارد تا با وي در آفرينش بر ضديت برخيزد و نه دستياري دارد تا در ساختن جهان به وي كمك دهد... .
 
10ـ خواسته‎هاي يك انسان متعالي:
خداوندا، چنان كن كه از تو بيم داشته باشم، آنچنان كه گويي تو را مي‎بينم و مرا با تقوايت رستگار كن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه سرنوشت من به خير و صلاح من باشد. و در تقديراتت خير و بركت به من عطا فرما!
 
11ـ سپاس به تربيت‎هاي الهي:
خداوندا! ستايش از آن توست كه مرا آفريدي. و مرا شنوا و بينا گرداندي! و ستايش سزاوار توست كه مرا بيافريدي و خلقتم را نيكو بياراستي. به خاطر لطفي كه به من داشتي والا... .
 
12ـ نيازهاي تربيتي از خدا:
و مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شب‎ها و روزها ياري فرماي! و مرا از رنج‎هاي اين جهان و محنت‎هاي آن جهان نجات بده و از شر بدي‎هايي كه ستمكاران در زمين مي‎كنند نگاه بدار... .
 
13ـ شكايت به پيشگاه خداوند:
خدايا! مرا به كه وا مي‎گذاري؟ آيا به خويشاوندي كه پيوند خويشاوندي را خواهد گسست؟ يا به بيگانه كه بر من بر آشفتد؟ يا به كساني كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتي كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت مني؟
 
14ـ اي مربي پيامبران و فرستنده كتب آسماني:
اي خداي من و اي خداي پدران من! ابراهيم، اسماعيل، اسحاق و يعقوب، و اي پروردگار جبرائيل، ميكائيل و اسرافيل. و اي تربيت كننده محمد، خاتم پيامبران و فرزندان برگزيده‎اش. اي فرو فرستنده تورات، انجيل زبور و فرقان ... .
 
15ـ تو پناهگاه مني:
تو پناهگاه مني، به هنگامي كه راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخناي زمين بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهايم باز مي‎داري. و اگر پرده‎پوشي تو نبود از رسوايان بودم.


 

منتخبي از دعاي عرفه امام سجاد عليه السلام


از دعاهاي حضرت امام سجاد عليه السلام در روز عرفه است كه:
خدايا! مرا شاكر و صابر گردان و مرا در چشم خويش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان .
خدايا! در همه كارها عاقبت ما را به خير كن و ما را از خواري دنيا و عذاب آخرت نگهدار .
خدايا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زينت بخش و به تقوا عزيز كن و به عافيت زيبايي ده .
خدايا! از زوال(1) نعمت و تغيير عافيت و غضب ناگهاني و همه چيزهايي كه مايه ناخشنودي توست به تو پناه مي برم .
خدايا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوس‎هاي بد و مرض‎هاي بد به تو پناه مي برم .
خدايا! سحرخيزي را بر امت من مبارك ساز .
خدايا! تو را به غيب داني و قدرتي كه بر آفرينش داري سوگند مي دهم تا موقعي كه زندگي را براي من بهتر مي داني مرا زنده نگهدار و موقعي كه مرگ را براي من بهتر مي داني مرا بميران .
خدايا! از تو مي خواهم كه ترس خود را در آشكار و نهان نصيب من كني و در حال خشنودي و خشم كلمه اخلاص را به زبان من جاري نمايي و در حال فقر و توانگري ميانه روي را شعار من سازي .
خدايا! چنان كه خلقت مرا نيك كردي سيرتم را نيز نيك كن .
خدايا! هر كس عهده دار كار امت من شد و بر آنها سخت گرفت، بر او سخت گير و هر كس عهده دار كار امت من شد و با آن ها مدارا كرد با او مدارا كن .
خدايا! يك لحظه مرا به خودم واگذار مكن و چيزهاي خوبي كه به من بخشيده اي، از من باز مگير.
خدايا! بر محمد و خاندان پاكش درود فرست .
درودهاي پربركت و پاكيزه و فزاينده اي كه صبح گاهان و شامگاهان در رسند،
و درود فرست بر ايشان و بر ارواح شان،
و كارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،
و احوالشان را به سامان آر،
و ما را به رحمت خود در جايگاه امن و امان در كنار ايشان قرار ده،
اي مهربان‎ترين مهربانان.(2)

 
پي‌نوشت‎ها:
1- زوال: از بين رفتن، نابود شدن .
2- منتخبي از دعاي امام سجاد عليه السلام در روز عرفه، مترجم: حسين انصاريان .
 
منبع:

دايرة المعارف تشيع، جلد هفتم، ص 529 و 530
دعاي عرفه عبدالكريم بي آزار شيرازي
ماهنامه موعود، ش 71‌

 

روزنوشت‌هايي از سرزمين وحي - مطلب شماره ۵۹

راوي: مهدي گل‌محمّدي ــ چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ــ ساعت 14:40 | لینک ثابت |